کلید 1/7: شما بیش از حد به ایده خود فکر می کنید و هرگز تصمیم نمی گیرید.

clave-1

بیایید با کلاسیک ترین اشتباه از همه شروع کنیم: بلاتکلیفی .

کلمه “ اهمال کاری ” بسیار شیک است (این که امروز برای فردا کاری کنید که می توانید انجام دهید) و این مفهوم را واقعیت عدم اقدام “اقدام” نسبت می دهند. p >

اما این بیشتر به تنبلی و تنبلی ربط دارد … و بسیاری از اوقات اینطور نیست.

گاهی اوقات ، اتفاقی که برای ما می افتد این است که ما یک ایده داریم و این نیست که ما تنبل از حرکت ، جستجوی اطلاعات یا کار با هر چیز دیگری هستیم.

شماره

این اغلب مسئله بلاتکلیفی است. یا بهتر بگوییم ، ناامنی .

و ما ایده ای مانند پروژه ای که باید در اینترنت ، با وب سایت یا شاید وبلاگ خودمان ایجاد شود ، داریم.

اما وقتی فشار به زیر فشار می آید ، ما در دریایی از تردیدها حرکت می کنیم.

– آیا جواب می دهد؟

– آیا این موضوع برای کسی مهم است … یا فقط مادرم مرا می خواند؟

– اگر آنها از من انتقاد کنند و افرادی که مرا می شناسند من را در اینترنت می بینند چه؟

– آیا من دانش فنی لازم برای مواجهه با این پروژه را دارم؟

– چه مقدار پول باید در آن بگذارم؟

– چطور بعداً می توانم از این طریق سود کسب کنم؟

…………

این لیست می تواند بی پایان باشد.

و واقعاً چه چیزی پشت همه اینهاست؟

یک کلمه ساده: ترس .

بله ، فکر نکنید من اغراق آمیز یا ملودراماتیک هستم.

مربوط به ترس از ناشناخته بودن ، قرار گرفتن در معرض آن است.

ترس از شکست.

ترس از نیاز به یادگیری چیزهای جدید.

ترس از تغییر.

دیگری که با ترک کردن منطقه راحتی خود به شما مراجعه می کند؟ متاسف نیستم. من برای موضوعات داغ پیر هستم.

من نمی دانم “ منطقه راحتی ” چیست.

قرار است جایی باشد که در آن از امنیت ، آرامش و اطمینان برخوردار باشید.

و حتی اگر می دانید جایی نیست که بخاطر رها نکردن رویاهایتان دوست دارید در آنجا باشید ، نمی خواهید آن را ترک کنید زیرا تغییری که من در مورد آن صحبت کردم شما را می ترساند.

اما … آیا امروز آن منطقه وجود دارد که بتوانید از نظر حرفه ای در امنیت و آرامش باشید؟

مرد ، اگر این سطور را می خوانید در حالیکه ماهانه 2500 یورو کار می کنید برای کاری که دوست دارید ، با یک محیط کار خوب و یک برنامه عالی … خوب ساکت شوید.

چه اتفاقی می افتد که در 99.9٪ موارد ، احتمالاً اینگونه نیست.

بلکه آنچه برای شما اتفاق می افتد این است که شما احساس می کنید باید با زندگی خود و با شرایط فعلی شغلی خود کاری انجام دهید .

و شما یک ایده دارید ، اما همچنین در مورد زنده ماندن آن شک زیادی دارید.

باشه امروز برای بسیاری از افراد اتفاق می افتد. خیلی رایج است ، باور کنید.

مسئله این است که آیا شما می خواهید یکی از کسانی باشید که این ایده را در بدنه خاطرات باقی می گذارند ، دور و برتان را می چرخانند تا زمانی که همه چیز را در ذهن خود عالی بگذارید … و هرگز کاری انجام نمی دهید.

“فلج تجزیه و تحلیل ” نیز بسیار رایج است ، خود را به آن مبتلا نکنید.

اگر ایده ای دارید که به آن اعتقاد دارید: برای آن بجنگید ، آن را به عنوان هدف اولویت خود قرار دهید ، توجه داشته باشید که مجبورید سخت کار کنید ، خود را در صورت لزوم آموزش دهید …

اما مهمتر از همه: ACT .

خیلی فکر نکن اگر کار کند یا نه ، اگر کمکی کند … فقط هنگام شروع به کار خواهید دید. قبلاً نیست.

آیا لازم است قبل از شروع یک رابطه عاشقانه 100٪ مطمئن باشید که همه چیز عالی خواهد بود؟ خوب این همان است.

هیچ تضمینی وجود ندارد ، همه چیز آزمایش و خطاست. اما شما باید ادامه دهید 😉

در نظرات می بینیم!

منبع:
https://www.haciaelautoempleo.com/clave-1-le-das-demasiadas-vueltas-idea-no-te-decides-nunca/

.

دیدگاهتان را بنویسید